بانوی اردیبهشت
می خواهم اینگونه دوست بدارم.... دریا را منهای .... تور....!! جنگل را منهای ... تبر.... و زندگی را... منهای .... تو ...!!!؟؟ ..... سینما عصر جدید.... روی نیمکت سنگی روبرویم نشسته بود.... و دستانش را تکیه گاه چانه اش کرده بود... میان حرفهایش گفت : متولد چه ماهی هستی ...؟؟؟ گفتم : اردیبهشت .... گفت : واااای ... پس بانوی اردیبهشت توئی !!! # از آن پس ..... من شدم بانوی اردیبهشت .... و او نیز شد صاحب نوشته های من .... و خاطرِ خاطراتش آنقدر برایم عزیز شد که.... اینجا را به یادش ...." بانوی اردیبهشت ".... نام نهادم ! و از آنجا که ذاتاً باران پرستم و عاشق سرزمین مادری ام.... نام نویسنده هم شد .... " وارش " .... یعنی باران ... و هفت عدد مورد علاقه ام را برگزیدم و به یاد یک درد نیز ماه آذر را ... و اینگونه بود که : ۷ آذر ۱۳۸۷ روز آغاز وبلاگ بانوی اردیبهشت شد.... و آغازین روز بودن با شما.... ![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
